این روزها فضای مجازی پر است از عکسها گونهای دیگر از سوگواری: خانوادههای جاویدنامان با موسیقی و رقصهای آیینی و شعر و سرود، عزیزانشان را تا مزار بدرقه میکنند یا بر سر مزارشان به سوگ مینشینند. یادآور صدای مظلوم آن اسیری که با دستهای شکسته گفت که به خانوادهاش پیام داده است که بعد از اعدام، برایش شادی کنند.
یک حقیقت روشن دربرابر چشمهای ماست. به دلیلهایی واضح، برگزاری مراسم سوگواری در مسجدها و به شیوهی سنتی ضداخلاقی است.
روش اخلاقی این است که سوگواری را چه دینی و چه غیردینی در جایی غیراز مسجد برگزار کنیم.
دلیل این که برگزاری مراسم در مسجد متضمن رونق دادن و از آن مهمتر، پول دادن به دو نهاد فاسد است:
نخست، نهاد مساجد که تبدیل شدهاند به لانهی تبلیغات برای رژیم و مرکز نیروهای سرکوب. پایگاههای بسیج در مساجد قرار دارند. مساجد در زمان سرکوب، به طور مفصل در اختیار سرکوبگرانند. و نیز برنامههای مساجد با هدف تبلیغ و ترویج رژیم برگزار میشوند.
دوم، نهاد روحانیت که اعضایش در این مراسم با دریافت پول به سخنرانی و نوحهخوانی میپردازند و نیز تمامی نوحهخوانان و مداحان. این نهاد چنان توسط حکومت فاسد شده است که به عنوان ابزار توجیه و تبلیغ ستم و سرکوب عمل میکند. البته این درست نیست که تمامی و تک تک روحانیون افرادی ستمکار یا یاریگر ستم یا ساکت در برابر ستم باشند. بسیاری از روحانیون انسانهایی پاک و منزه از سیاهکاریهای رژیماند. اما سلطهی سامانیافته و سازمانی رژیم بر نهاد روحانیت، از مدارس تا مساجد و انجمنها، این نهاد را تبدیل به جزئی از سرکوب و ستم کرده است. صداهای مخالف یا مجبور به خاموشی میشوند با به زور خاموش میگردند. بودجه و توان سازمانی این نهاد به تمامی در خدمت سرکوب و فساد است.
بنابراین تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی برقرار است، برگزاری مراسم در مساجد که متضمن رونق دادن یا پول دادن به این نهادها باشد، عملی غیراخلاقی است. چه برای دینداران و چه برای نادینداران.
به جای آن میتوان در منازل و هر مکان مناسب دیگری مراسم را برگزار کرد و از افراد سخنور یا هنرمند دعوت کرد که در «بزرگداشت زندگی» عزیز از دست رفته شرکت کنند.
بزگداشت زندگی را میتوان مطابق باورها و ارزشهای فرد از دست رفته یا خانوادهاش برگزار کرد. به جای تکرار کلیشههای نخنما که ابزار کاسبی آخوندها و مداحان شدهاند، میتوان کارهایی زیباتر و معنا دارتر انجام داد. برای مثال: (۱) گفتن خاطرههایی از عزیز از دست رفته. در بسیاری از کشورها، در این بخش حتی خاطراتی بانمک و طنزآمیز گفته میشوند که کمی هم اندوه حاظران را تسکین دهد. (۲) سخنرانی با مبحث و محتوایی متناسب و در عین حال همراستای ارزشها و سلیقهی صاحبان سوگ. مانند خواندن اشعاری از مولوی یا خیام یا از شاهنامه با مسئله مرگ و قدردانی از زندگی. (۳) اجرای مراسم هنری که بازتاب سلیقه و ارزشهای مورد نظر باشد، مانند یک قطعهی موسیقی یا آواز که میتواند اجرای زنده یا حتی ضبط شده باشد.
این روش بسیار اخلاقیتر و معنادارتری برای بدرقه و بزرگداشت عزیز از دست رفته است.
برچسب:
نویسنده: سارا کاشفی